درباره نویسنده
mamoosh mojallal
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • mamoosh mojallal
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • شب عاشقانِ بیدل ، چه شبِ دراز باشد...
  • ۱۳٩٠/٦/٢٧
  • ۱۳٩٠/٦/٢٥
  • ۱۳٩٠/٦/٢٤
  • ۱۳٩٠/٦/٢۳
  • دوباره طهران . دوباره سفر . دوباره قطار ...
  • چرا تو؟
  • قطار
  • ۱۳٩٠/٤/٢٤
  • ۱۳٩٠/٢/۱٦
  • این است حال من ...
  • ۱۳٩٠/٢/۸
  • ۱۳٩٠/۱/۳٠
  • سیگارت را آهسته دود کن آرام جانم ...
  • یادم آمد آن روز ...
  • دفنگاه
  • چرا در "من" دوست داشتن برتر از عشق است؟
  • درها و دیوار چین
  • افسوس که آسمانم ابری نیست ....
  • یک شب ...
  • لیلی مجنون را به آتش کشید...
  • شور ،پشت در بسته...
  • عجیب زمانه ای شده عزیز 2
  • حکایت عشق یک بنده خدایی!!
  • اولین نامه
  • کاش برایم کامنت می گذاشتی
  • آدم ها وسیع بودند
  • سا عت ها
  • درصط یا قلط نمیدانم مهم این است که تو ...
  • کنار دریا!!!
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • ۱۳٩٠/٧/٢
  • ۱۳٩٠/٦/٢٦
  • ۱۳٩٠/٦/۱٩
  • ۱۳٩٠/٥/۸
  • ۱۳٩٠/٤/٢٥
  • ۱۳٩٠/٤/۱۸
  • ۱۳٩٠/٢/۱٠
  • ۱۳٩٠/٢/۳
  • ۱۳٩٠/۱/٢٧
  • ۱۳۸٩/۱٢/٧
  • ۱۳۸٩/۱٢/۱٤
  • ۱۳۸٩/۱۱/۱٦
  • ۱۳۸٩/۱٠/٢٥
  • ۱۳۸٩/۱٠/٢٥
  • ۱۳۸٩/٦/٢٧
  • ۱۳۸٩/٢/۱۱
  • ۱۳۸٧/۱٠/٧
  • ۱۳۸٧/٩/٢
  • ۱۳۸٧/۸/٤
  • ۱۳۸٧/٧/۱۳
  • ۱۳۸٧/٦/۱٦
  • ۱۳۸٧/٥/۱٩
  • ۱۳۸٧/٤/۸
  • ۱۳۸٧/۳/۱۸
  • ۱۳۸٧/۳/٤
  • ۱۳۸٧/٢/٢۸
  • ۱۳۸٧/٢/۱٤
  • ۱۳۸٧/۱/۳۱
  • ۱۳۸٦/۱٢/۱۸
  • ۱۳۸٦/۱٢/٤
  • ۱۳۸٦/۱۱/٦
  • ۱۳۸٦/۱٠/٢٢
  • ۱۳۸٦/٩/۱٧
  • ۱۳۸٦/٩/۱٠
  • ۱۳۸٦/۸/٢٦
  • ۱۳۸٦/۸/٥
  • ۱۳۸٦/٧/٢۱
  • ۱۳۸٦/٧/٧
  • ۱۳۸٦/٦/۳۱
  • ۱۳۸٦/٦/۱٧
  • ۱۳۸٦/٦/۳
  • ۱۳۸٦/٤/٢۳
  • ۱۳۸٦/٤/٩
  • ۱۳۸٦/۳/۱٩
  • ۱۳۸٦/۳/٥
  • ۱۳۸٦/٢/٢٢
  • ۱۳۸٦/٢/۸
  • ۱۳۸٦/٢/۱
  • ۱۳۸٦/۱/٢٥
  • ۱۳۸٦/۱/۱۱
  • ۱۳۸٦/۱/٤
  • ۱۳۸٥/۱٢/۱٩
  • ۱۳۸٥/۱٢/۱٢
  • ۱۳۸٥/۱٢/٥
  • ۱۳۸٥/۱۱/۱٤
  • ۱۳۸٥/۱٠/۳٠
  • ۱۳۸٥/۱٠/٢۳
  • ۱۳۸٥/۱٠/٩
  • ۱۳۸٥/٩/۱۸
  • ۱۳۸٥/۸/٢٠
  • ۱۳۸٥/٧/٢٩
  • ۱۳۸٥/٧/۱٥
  • ۱۳۸٥/٧/۱٥
  • ۱۳۸٥/٧/۱
  • ۱۳۸٥/٦/٢٥
  • ۱۳۸٥/٦/۱۱
  • ۱۳۸٥/٥/٢۱
  • ۱۳۸٥/٥/٧
  • ۱۳۸٥/٤/۳۱
  • ۱۳۸٥/۳/٢٧
  • ۱۳۸٥/۳/٢٠
  • ۱۳۸٥/٢/٢۳
  • ۱۳۸٤/۱٢/٦
  • ۱۳۸٤/۱٠/٢٤
دوستان من
     
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



خیلی دور خیلی نزدیک
شب عاشقانِ بیدل ، چه شبِ دراز باشد...
نویسنده: mamoosh mojallal - ۱۳٩٠/٧/٦

اون از کجا اینو می دونست؟

دیشب تو قطار دختر بچه از مادرش پرسید:

- چقدر دیگه میرسیم طهران؟مادر گفت: نیم ساعت دیگه.

- نیم ساعت کوتاه یا بلند؟

- مگه نیم ساعت ها با هم فرق دارن؟

- آره . بعضی نیم ساعته زودی تموم میشه اما بعضی دیگه تا آخر تموم نمی شن.هی بسکه زیادن ...

نظرات ()



 
نویسنده: mamoosh mojallal - ۱۳٩٠/٦/٢٧

زمان سفر داره نزدیک میشه
باید رفت اونور ...
خداحافظ مشهد و خاطراتش ...

نظرات ()



 
نویسنده: mamoosh mojallal - ۱۳٩٠/٦/٢٥

آخه نه فیس بوکی نه ایمیلی نه تلفنی چه جوری میشه فهمید حالت چه جوریه؟ چه جوریه میشه فهمید چی کار میکنی ؟چه جوری میشه فهمید تو دلت چی میگی ؟چه جوری میشه فهمید اصلا دلت تنگ میشه؟چه جوری میشه فهمید چقدر عوض شدی؟چه جوری میشه فهمید که چی رو میفهمی ؟ چه جوری میشه فهمید قولت سر جاشه؟...

نظرات ()



 
نویسنده: mamoosh mojallal - ۱۳٩٠/٦/٢٤

مردها سکوت می کنند. نمی توانند وقتی که ناراحت هستند گریه کنند و بهانه بگیرند اون ها نمی توانند به تو بگویند من رو بغل کن تا آروم بشم ... ... ... نمی توانند بگویند دلشان می خواهد در آغوش تو گریه کنند ممکن است خیلی تو رو دوست داشته باشند اما نمی توانند صداشون رو مثل دختر بچه ها کنند و جیغ بزنند و بگویند :" عاشقتم"
او همه این ها رو قورت می دهد که بگوید یک مرد است یک آدم محکم که می تواند تکیه گاهت باشد اما شما نگاه به قوی بودنش نکنین تو قلبش یه بچه زندگی میکند ..

نظرات ()



 
نویسنده: mamoosh mojallal - ۱۳٩٠/٦/٢۳

دلم تنگ شده

برای شنیدن نام خودم از زبان تو !

نظرات ()



دوباره طهران . دوباره سفر . دوباره قطار ...
نویسنده: mamoosh mojallal - ۱۳٩٠/٥/۱٤

مسافری که طراط مستقیمش از  والضالین ِ آغوش تو سر در می آورد

نماز و دل ، هر چه شکسته تر ، بهتر ...

بگزار از درد بپیچد، اولین مسیری را که بوی انحراف میدهد ...

با توام !!  مرد ِ شکستن .... هستی ؟

نظرات ()



چرا تو؟
نویسنده: mamoosh mojallal - ۱۳٩٠/٥/۱٤

چرا تو؟

چرا تنها تو؟

چرا تنها تو از میان زنان

هندسه ی حیات مرا در هم میریزی؟

پابرهنه وارد جهان کوچکم می شوی

در را میبندی من ...

اعتراضی نمی کنم؟

چرا تنها تو را دوست دارم می خواهم؟

میگزارم بر مژه هایم بنشینی

ورق بازی کنی

و اعتراضی نمی کنم

چرا زمان را خط باطل می زنی؟

هر حرکتی را به سکون وا میداری؟

تمام زنان را می کشی در درون من

و اعتراضی نمی کنم ...

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »